تاپیک تکراری

7 02 2010

تذکر به خواننده:!!! محتوای این تاپیک تکراری میباشد. ولی خودش نه!

این یک هفته رو به قول کارمند ایرانی ها اومده ایم ماموریت از طرف اداره ! لول !
ما یک تیم تقریبا بیست نفره هستیم که فرستاده شده ایم ! و پنج تا تیم دیگه مثل ما ها قبل و بعد ازما فرستاده میشند به این ایالته که چند تا از برنامه های شرکت رو – نه همه اش رو تازه – که اینها با تخقیف خریده اند  32 میلیارد تومن رو در استفاده اش به کارمندهاشون کمک کنیم اگر مشکلی داشتند و صدامون کردند . نکردند هم که هیچی ! الکی هی راه میریم !
بعد 400 دلار بلیط مون که چشمشون کور میدهند. پول هتل خفنه رو هم چشمشون کور میدهند ! پول کرایه ماشین که برای تردد داخل شهر کرایه میکنیم رو هم که بازم چشمشون کور ! صبونه رو که هتل چشمش کور ! ناهار رو هم که اون شرکته که برنامه رو خریده چشمش کور ! شام رو هم که شرکت خودمون چشمش کور ! میدهند ! بعد گفته اند روزی هفتاد دلار هم مخارج دیگری داشتید چشممان کور میدهیم بهتان ! فقط من مونده بودم دیگه آدم مگه مخارج داره که این هفتاد دلاره رو هم روانه خرج کنیم ! بعد فهمیدم آها ! بعد از کار برای شام با تیم میریم بیرون میشود پول مارگاریتا و البته سنگریای محبوب من دیگه !

تا اینجاش تکراری نبود . زیادی خوب هم بود !
و اما قسمت تکراریش : با این تیم آدم حسابی ها ! لول ! که سر میز میشینیم خب ایت بادرز می بیکاز : دٍر ایز ا ویرجین ات د تیبل ! دت ایز می !

به نظرتون حالا که بیمه هستم برم از این دکترهایی که ساعت آدم رو از روی مچش باز میکنند بعد بهش ساعت رو میگند؟! خو شاید بلد باشه کمک کنه ؟ ها ؟





sound of silence

30 01 2010

یک جایی گفته بودند اخلاق های بدتان چیست رو بنویسید!

خب من اخلاق بد ندارم آخه که ! اونموقع که توی اون سایته عضو بودم یک دفعه به یکی ایمیل زده بودم طرف جواب داد . بعد دوباره من ایمیل زدم و نظراتم ! رو گفتم . طرف جواب داد که دروغ میگی! هیچ کسی نمیتونه اینقدر نایس! باشه . بنابراین داری دروغ میگی !!  عجب بدبختی داریما !  دیگه هم ایمیل جواب نداد. لووول !

تنها اخلاقی که فکر کنم بد باشه که اینه که اگه کسی بهم بدی کنه یا از کاری که باهام کرده ناراحت بشم . حتما روز آخر عمرم هم که باشه باید انتقام بگیرم ازش!  چونکه مرحوم نادر ابراهیمی گفته است که نفرین پیام آپر درماندگی ست و دشنام برای او برادریست حقیر.  من کلا از طرفداران پر و پا این جمله هستم که هدف وسیله رو توجیه میکند! خوب هم توجیه میکند! البته کلا یکی دو مورد تا حالا اینجوری بیشتر پیش نیومده . آخرینش دو سال قبل بود . کاری که باهاش کردم این بود که  اومدم و همه چیزهایی که این مخفی کرده بود از ملت شامل عکسهای مهمونی هاش و حرفهایی که به لطف گوشی سونی اریکسون ازش ضبط کرده بودم رو همراه با هر چیزی که در باره ملت توی مسنجر گفته بود و هرچیزی که خصوصی به خودم گفته بود رو همه شون رو جمع کردم  و جملگی ! فرستادم روی یوتیوب ! لینکش رو هم به همه دوستهایی که توی اورکات و توی فیس بوک و توی یاهو ۳۶۰ داشت و دوستهای مشترکمون و آدمهایی که توی لیست ایمیل های فرواردی اش بود تقدیم و اتچ کردم ! حالا آدم شدی .

این آهنگه رو راستی خیلی دوست دارم : Sound of Silence : Simon and Garfunkel

Hello Darkness, my Old Friend, I have come to talk with you again
In restless dreams I walked alone
In the naked light I saw 10000 people maybe more
People talking without Speaking
People Hearing without Listening
And no one dare : disturb the sound of silence
Silence like a cancer grows
Take my word that I might teach you
Take my arms that I might reach you





birthday again

29 01 2010

گویا این پست همچنان یک گزاره صادقه به شمار میرود!

امسال که مامانمان زنگ زد اول پرسید ببیند اوضاع ویزایش به کجا رسیده . بعد گفت راستی تولدت مبارک ! منم گفتم از اول راهنمایی تا حالا میشه ۱۳ سال که نه کسی برای من تولدی گرفته نه کسی منو به تولدش دعوت کرده . هیچ کسی دوست نداره با من دوست باشه .  تولدت گفتن شما هم تو سرتون بخوره . بعد هم گوشی رو قطع کردم .
واضح و مبرهن است که دوباره زنگ زد و بدیهی ست که منم جواب ندادم تلفن رو .

شنبه هم تولد دختر داییم هست . نمیرم بابا . بچه دبستانیه . اگه خیلی گیر دادند آب پاکی رو روی دست این ها هم میریزم میگم آقا جان مهمونیی که احتمال دوست دختر پیدا کردن واسه من توش نباشه رو نمیام . چیه بیام اونجا بشینم پیش علیرضا بگم آقا عجب هوای سردی بود هفته گذشته . بعد برم بشینم پیش مهرزاد بگم آقا هوا این هفته چقدر خوب بود . بعد برم پیش جمشید بگم آقا هواشناسی گفته هفته آینده هوا سرد میشه دوباره . !.

تازه همان شب! کشف کردم که وقتی از بالای پله ها یک سری کاپ قهوه خوری رو پرت کنی پایین خرد و خاکشیر بشه عجب حاااالی داره . بیخود نیست این زنها هر وقت چیز! میشوند کاسه بشقاب خرد میکنند ها . خیلی فاز میده .
البته هنوز جمعشون نکردم . بعدا یک عکسی میگیرم میذارم از آثار سقوط آزادشون !

فعلا

پینوشت: الان که پست سال قبل رو خوندم. قسمت کادوهای مورد علاقه : همه شون رو بدست آوردم . حتی بیشتر ! مک بوک پرو رو تصمیم گرفتم هدیه تولدم خودم به خودم بدم . … ولی خوشحالم نکرده اینها.





مخلوط

25 01 2010

صدای ما را از مک بوک پرو میشنوید! و بدینوسیله تعداد لپ تاپ های موجود در اتاق به عدد سه رسید تا بخشی از Void من رو که بدون دوست دختر پر نمیشود رو تا مدتی پر کند ! ولی خداییش عجب سیستم عاملی ! عجب قطعاتی ! به به ! .

این فیلم Avatar رو هم از بس همه جا گفتند چقدر فروش کرده و گفتند روز اول سرورهای فروش بلیط اصلا کرش کرده بوده رو هم رفتم دیدم با این عینک سه بعدی ها !‌ سه بعدیش باحال بود . ولی من بعد از آخرین کتاب های ژول ورن و آیراک آسیموف که توی راهنمایی خوندم دیگه از فیلمهای SciFi یا همون تخمی-تخیلی خودمون ! خوشم نمیاد . وسط فیلم هم کمی خوابم رفت اصلا ! .

نکته مهم در سینما این بود که شماره صندلی من E-6 بود و در ابتدا بسی خوشحال گشتم که صندلی E-5 خالی است . با اندکی تعمق به این حقیقت پی بردم که احمق جان ! ملت دو نفر دو نفر میروند سینما ! صندلی ها هم دوتا دوتا خریداری میشود ! برای همینه که E-5  بغل دستی تو خالی مونده بدبخت ! .  بعدش ترجیح دادم وسط فیلم بخوابم .

نتیجه کشف صندلیایی بالا این بود که به دو سه نفر گفتم که اگر کسی رو بهم معرفی کنند و از هم خوشمان بیاید و دوست بشویم در ازایش ۵۰۰ دلار بهشان جایزه میدهم . فعلا که گفته اند برو جمعه هفته آینده بیا تا ببینیم کسی رو پیدا میکنیم یا نه .

متنی مبتنی بر مطلب فوق نیز! آماده کردم که اگر امور دانشجویی اجازه داد بزنم توی بورد دانشگاه ! همونجا که آگهی کارهای دانشجویی رو میزنند ! اینهم کاره خب ! ۵۰۰ دلار هم درآمدشه . لول ! .  ولی قبلش نامه رو به چند تا از مسولین بخش روانشانسی دانشگاه ! هم ایمیل کردم که نظرشون رو کلا بدونم ! تا ببینیم جواب میدهند یا نه .

فعلا.





who

14 01 2010

از این بازی وفلاگیاست . گفتند بیا بازی . موضوعشم اینه که کی رو برات بیاریم امشب ! لول‌!

اول از همه : مونیکا بلوچی رو لطفا . یک مقدار هم سنش رو بیارید پایین به من بخوره .

دوم از همه : دیگه از بقیه خارحیها خوشم نمیاد! . به پستونشون هم بخوای دست بزنی توش پر از صابونه ! سفته. شماها که جفت مصنوعی و طبیعیش رو امتحان نکردید که !. بالاخره استریب کلاب که رفتیم ! میدونیم ! لول !

بریم سراغ هموطن ها . این خارجیها بهشون اعتمادی نیست :

دوم : بدون شک : زهراAmir  ابراهیمی .   اگه کسی رو میشناسید که عین عین اون هست هم بوک مارکش کنید واسه من و خبرم کنید . والا .

سوم : این آدم معمولیه . هنر پیشه نیست . ولی خودش عاشق داره ! به ما نمیرسه.  اگه کسی رو میشناسید که عین عین اون هست هم بوک مارکش کنید واسه من و خبرم کنید . والا .

ببینید چقذه قشنگ میخنده:

چهارم: همینی که عکسش توی پست قبلی بود.  چمیدونم کیه . دوستهای دوستهای دوستهام توی چهره کتابه .

پنجم: Liv Tyler از فیلمStealing Beauty





hamin joori

11 01 2010





Red for Him

6 01 2010

یکی دو شب پیش رفتم بیرون .  توی یه بار . دوشنبه شب .
بعد آهان ! توی اون کتابه نوشته لباس خوب بپوشید ! منم رفتم یه آورکت گرفتم قرمز قرمز از North Face ! هرکی دیده که میگه I like it ! .
خلاصه ! اینهم پوشیدیم ! و رفتیم اون باره .  نشسته بودم واسه خودم اونجا با تلفنم بازی میکردما !  که ناگهان! یه دختره که صورتش قشنگ بود ولی خودش Flat ! بود اومد ور دستم ! و اینها !

بعد میگه ماشین داری? ! میگه بیا بریم توی ماشینت ! میگم سرده که ! همینجا خوبه که ! میگه توی ماشین میتونیم یک کم FUN داشته باشیم !  باز خودمو میزنم اون در میگم یعنی چی مثلا !  که ناگهان میبینم دستش رو گذاشته اون جایی که زیپ شلوار آدم هستا ! همون اطراف ! لوول !  نمیگه آخه من قلقلکی ام !
گفتم نه ولش ! مرسی . همینجا معاشرت کن !!!!!!!!!!!…. بعد دوباره چند دقیقه بعد میگه من نزدیکهای ساعت 12 میرم خونه ام . منو میرسونی ؟ میگم خونت کجاست ؟ دور نباشه آره . هوا سرده میرسونمت .  میگه بعدا میتونی بیای تو آپارتمان من یک کم FUN داشته باشیم . … میگم نه من تا 12 نمیتونم بمونم . باید برم . فردا صبح کار دارم .

1- اووووه !

2 – به این جور اتفاقات میگن One night Stand . ( مشابه همان  بکن و در رو ئه مورد علاقه پسر ایرانیهای خودمان! .  ) خیلی هم در این بلاد کفر مرسوم و عادی هست . خیلی !

3- ببینم یعنی دختر ها اینقدر به رنگ قرمز علاقه دارند !؟؟؟ لول ! میگفتید این کاپشن قرمزه رو 10 سال زودتر میخریدم !

4- یکی از نکات دیگه توی اون کتابه هم همین بود که گفته بود همیشه توی کیف پولتون یک کاندوم داشته باشید ! لوول . اگه باورتون میشه باید اضافه کنم که توی کتابه حتی نوشته بود یک بطری شراب و یک سری چیزهای دیگه که الان یادم رفته هم توی ماشین تون همیشه داشته باشید .

5- نمیدونم چجوریه وقتی یکی مثلا همین یا اون VH1 عین هلو میپره تو گلو خوشم نمیاد  !  من ترجیح میدم دسترنج خودم رو بخورم آخه ! مگر اینکه یک چیزی باشه که آدم توی دلش بگه هی روزگار ! کاشکی این مال من بود ! بعد اون خودش بیاد هم آره قبوله !  این دو تا رو که من آرزو نکرده بودم ! ناخواسته بودند ! ..





how to – part yek

5 01 2010

اون کتابه بود در پست قبلی گفتم . اینجا که بالای نود درصد خواننده هاش virgin هم نیستند ! چه برسه به اینکه single باشند ! لوول ! بنابراین اینها بیشتر برای دوره کردن کتابه توسط خودمه ! بازآموزی بشه ! لووول !
شماها هم اگه در مورد اینهایی که میگم نظری چیزی دارید بگید تکیمل بشه ! ایول !

نکات امتحانی نصفه اول فصل اول  :
گفته اینها “غلط هستند . “    وحشتناکش اینه که هرچیزی توی این کتابه گفته غلطه و … من دقیقا همون جوری بوده ام تا حالا ! No wonder  !

- just be your self : غلطه ! منظور هرکسی که این رو بهتون یاد داده این هست که دروغ نگید و خودتون باشید . ولی در واقع باید be your Best self باشید .

- Nice  باشید : این هم غلطه ! . اگر منظور جنبه شخصیتی نایس بودن باشه جواب نمیگیرید ! نایس باشید یعنی مثلا جذاب باشید . جک بگوید . و …

- زنان با کسانی که نمیشناسندشان حرف نمیزنند ! : غلطه ! باید این اجازه رو به خودتان بدهید که با هرکسی خواستید حرف بزنید.  هرکی هم که میخواد باشه بصورت instantly !! بروید سراغش و اصلا به اینکه چه بگویید و چجوری بگویید و چجوری مکالمه رو به پیش ببرید هم نباشید !
هیچ ترتیب منظقی وجود نداره که حالا بداز امروز از جلوش رد بشم ! فردا بهش لبخند بزنم ! پس فردا بگم سلام . و …  فقط فی الفور ! برید بگید سلام !

- باید پولدار . ورزشکهار و خوش تیپ باشید : غلطه ! همین که این گفته : MOST women are interested in the way a guy MAKES HER FEEL than How he LOOKS

نویسنده در جای دیگری گفته ! ( لول! ) که اصلا زنه ناراحت میشه اگه شما دارید بین اون و خودش تبعیض میذارید به این خاطر که اون مثلا خوشگلتر از شماست ! لووول !  قابل توجه قاطبه دختر ایرانی های از دماغ فیل افتاده ! …. آقا اینو راس میگه ! چند وقت قبل یه دختره ای رو داشتم باهاش حرف میزدم و  میپرسیدم که مثلا از کجا میشه دوست پیدا کرد و میتونی کمکم کنی و اینها ! … آقا خودش گفت من دوست ندارم ! خودم باهات دوست میشم ! … بعد یک چییییزی بودااا ! اونهایی که میدونید کانال VH1 چیه . این هم یک بار کاندید یکی برنامه های اون کاناله بوده . حالا حساب کار بیاد دستت! لوول !  بعد من چی ! گفتم نه نمیشه تو دوست من باشی برای اینکه You are out of my league ! ( آخه من چقدر خرم! ) طرف دیگه قهر کرد جواب سلامم رو نمیده !  خب اون موقع که این کتابه رو نداشتم





Alpha male

2 01 2010

خب! گفتیم در سال جدید ! یک مقدار روش خودمان رو عوض کنیم!
اینه که رفتم یک کتاب Self Esteem گرفتم . تا فصل دومش خوندم.  کافی بود! . فصل دومش یاد میگیرد که هر وقت یک ندای درونی!! بهتون گفت که نه بابا این دختره از تو خوشش نمیاد!  نه فایده نداره ! و … باید بدونید که یک موجود “منتقد”  داخل شما وجود داره که این حرفها . همش حرفهای اونه . نه حرفهای شما . و شما در جواب باید بهش بگید که “تو گه خوردی! ” . ” غلط کردی ” .  ” خفه شو بذار کارمو بکنم “   و مواردی از این قبیل .

یک کتاب دیگه هم گرفتم . اینو باید تا آخرش بخونم . حاجی عجب کتاب باحالیه .  همین که عکس جلدش رو گذاشته ام . الان تا صفحه 57 رو خونده ام .  نکته وحشتناکش اینه که تمام این چیزهایی که تا حالا توی این 57 صفحه نوشته . همه شون در مورد من صادقه ! … حاجی تا حالا کجا بودی .  اینها رو زودتر میگفتی خب !

- جشن تحویل سال نو ! رو با داییم رفتیم خونه یکی دوستهاش که دعوت کرده بود . البته نمیخواستم برم ها ! ولی توی تعبیر فال تاروت اون روزم نوشته بود که ممکنه امروز یک اتفاقی بیافته که در آینده برات خوب باشه . و نوشته بود هر جور شده امشب از خونه برو بیرون . حتی اگه برای فیلم تماشا کردن باشه . اینه که رفتیم .

دستاوردهای کوتاه مدت مهمونی عبارت بودند از :

- Jeff که توی آزمایشگاه کار میکنه و از برنامه ای استفاده میکنند که تیم ما درست کرده ! .  دخترش امسال از همون دانشگاهی که من هستم لیسانس هنر میگیره !

- اون دختره که با دختر رییس اون دانشکده  که توی سیزده به در دیده بودم دوست بود  . : میزبان میشه عموش .  ضمنا عجب فک ضایعی داشت . ضمنا شاکی بود که چرا دوست پسر نداره که امشب رو با اون باشه نه اینجا .

- و از همه مهم تر :  اون پسره که آدم خوبی بود اسمش آرش بود و صاحب خونه هم عموش بود . و اون یکی دختره که دستاورد مهم این مهمونی بود هم خواهرش بود .  کلا این دختره رو بوک مارکش کنیم . شاید بعدا اگه برای تعبیر فال تاروت خواستمش هنوز در دسترس باشه .

خب دیگه من برم بقیه کتابم رو بخونم ! امتحان عملی دارم





new year 2010

23 12 2009

داره کریسمس میشه. جمعه کریسمس میشه. ذوقیم که شرکت پنج شنبه رو هم تعطیل میکنه . با شنبه یک شنبه میشه 4 روز تعطیلی ! کجایی ایران که یاد 13 روز تعطیلی عید بخیر!
……………………
این پست مربوط به پست کریسمس سال قبل بوده .
از نظر معیارهای این پست . با سال قبل فرقی نکرده ام .  ولی هفت – هشت کیلو چاق شدم که ! اثباب کشی هم کردم . مستقل تر شدم . زرشک !
………………….
یکی از قسمتهای فرندز این چندلر موقع تحویل سال! شاکی بود که چرا لب نداره بوس کنه ! بقول خودش Finding Lips To Kiss When The Ball Drops . ( اون بال رو منظورش یک توپی هست توی میدون تایمز اسکوئر . اون رو میگه ).
…………………
امسال برای تحویل سال! از این مهمونی شلوغها دعوتیم – مثلا بخواهید با پارتی بازی توی دو تا از دانشگاههای اینجا قبول بشید میتونم به دوتا از آدمهای این مهمونیه سفارشتون رو بکنم-. مونده ام وقتی داییم زنگ زد گفت بیا بریم جواب چندلر رو بهش بدم و نرم … یا اینکه برم ! یا اینکه هر دو ! یعنی جواب چندلر رو بهش بدم ! بعد از ناز کشیدن و ناز کردن . آنوقت برم ! … گزینه آخر رو احتمالا !
————————-
آقا این دختر پیدا کردن چقدر راحت بوده واسه من و خبر نداشتم ! کلا انگار همیشه با همون جمله اول همه به من میگن اوکی اوکی ! و خودم خبر ندارم ! چه اون دفعه توی کتابخونه توی کانادا ( همون که میگفت شکل کلاغه ! ) . چه هفته قبل که به یکی زرتی رفتم گفتم بیا فردا ناهار بریم بیرون ! شماره اش رو داد … بعد اومدم خونه فرداش تا 11.5 خوابیدم ! دیر شد . بش زنگ نزدم ! لوول ! تاره شکل کلاغ هم نبود ولی دبیرستانی بود ! لوول !  فقط مشکل اینه که اعتماد به نفسم برای این کار سالی یکی دو روز بیشتر گل نمیکنه .

————————-
این خ.ر ! افسردگی نمیگیره بمیره ! خب تو که خودت میدونی این همه آدمی که اومدند عزادارای همه به میل و علاقه خودشون اومده بودند . میدونی که فرمایشی هم نبود که بسیج ادارات و مساجد و دانشگاها رو بریزند اونجا شلوغ بشه و مدارس رو اجباری تعطیل کنند و ادارات را و پادگانها را و ورزشکارها را و … میدونی هم که تو به خونش تشنه بودی که ! میدونی که همه مردم هم این رو میدونستند که ! بعد الان حالیت نیست یعنی اون همه آدم که اومده اند تشییع جنازه یعنی که همه میخوان تو نباشی ! ولی تو واقعا عجب رووووووووووییی داره ! من بودم افسردگی میگرفتم خودکشی میکردم !