تذکر به خواننده:!!! محتوای این تاپیک تکراری میباشد. ولی خودش نه!
این یک هفته رو به قول کارمند ایرانی ها اومده ایم ماموریت از طرف اداره ! لول !
ما یک تیم تقریبا بیست نفره هستیم که فرستاده شده ایم ! و پنج تا تیم دیگه مثل ما ها قبل و بعد ازما فرستاده میشند به این ایالته که چند تا از برنامه های شرکت رو – نه همه اش رو تازه – که اینها با تخقیف خریده اند 32 میلیارد تومن رو در استفاده اش به کارمندهاشون کمک کنیم اگر مشکلی داشتند و صدامون کردند . نکردند هم که هیچی ! الکی هی راه میریم !
بعد 400 دلار بلیط مون که چشمشون کور میدهند. پول هتل خفنه رو هم چشمشون کور میدهند ! پول کرایه ماشین که برای تردد داخل شهر کرایه میکنیم رو هم که بازم چشمشون کور ! صبونه رو که هتل چشمش کور ! ناهار رو هم که اون شرکته که برنامه رو خریده چشمش کور ! شام رو هم که شرکت خودمون چشمش کور ! میدهند ! بعد گفته اند روزی هفتاد دلار هم مخارج دیگری داشتید چشممان کور میدهیم بهتان ! فقط من مونده بودم دیگه آدم مگه مخارج داره که این هفتاد دلاره رو هم روانه خرج کنیم ! بعد فهمیدم آها ! بعد از کار برای شام با تیم میریم بیرون میشود پول مارگاریتا و البته سنگریای محبوب من دیگه !
تا اینجاش تکراری نبود . زیادی خوب هم بود !
و اما قسمت تکراریش : با این تیم آدم حسابی ها ! لول ! که سر میز میشینیم خب ایت بادرز می بیکاز : دٍر ایز ا ویرجین ات د تیبل ! دت ایز می !
به نظرتون حالا که بیمه هستم برم از این دکترهایی که ساعت آدم رو از روی مچش باز میکنند بعد بهش ساعت رو میگند؟! خو شاید بلد باشه کمک کنه ؟ ها ؟







خب دیگه من برم بقیه کتابم رو بخونم ! امتحان عملی دارم